گفتگو، یادداشت و نشست خبری

عصاری تاکید کرد:

مسیر توسعه از باور قلبی مدیران می گذرد/ نیاز مبرم صنعت به ارتباط با شرکت های دانش بنیان و استارت آپ ها/ ارتباط موثر صنعت و دانشگاه نیازمند مدیران معتقد به نوآوری است

مسیر توسعه از باور قلبی مدیران می گذرد/  نیاز مبرم صنعت به ارتباط با شرکت های دانش بنیان و استارت آپ ها/ ارتباط موثر صنعت و دانشگاه نیازمند مدیران معتقد به نوآوری است
پایگاه خبری معدن نیوز -عزیزاله عصاری از مدیران خوب و خوشنام در عرصه صنعت و اقتصاد کشور است که پیش از این سمت های مختلف از جمله معاونت هلدینگ شستا، معاونت سازمان انرژی اتمی، مدیر عاملی سرمایه گذاری شاهد و مدیریت هلدینگ سرمایه گذاری توسعه معادن و فلزات را در کارنامه کاری خود دارد. وی معتقد است که صنعت ما به ارتباط با شرکت های دانش بنیان و استارت‌آپ‌ها نیاز جدی دارد و بدون ایجاد این ارتباط از توسعه یافتگی عقب خواهد ماند.
  بزرگنمايي:

به گزارش معدن نیوز، عزیزاله عصاری از مدیران خوب و خوشنام در عرصه صنعت و اقتصاد کشور است که پیش از این سمت های مختلف از جمله معاونت هلدینگ شستا، معاونت سازمان انرژی اتمی، مدیر عاملی سرمایه گذاری شاهد و مدیریت هلدینگ سرمایه گذاری توسعه معادن و فلزات را در کارنامه کاری خود دارد. وی معتقد است که صنعت ما به ارتباط با شرکت های دانش بنیان و استارت‌آپ‌ها نیاز جدی دارد و بدون ایجاد این ارتباط از توسعه یافتگی عقب خواهد ماند. او در حال حاضر مشاور عالی گروه CPG، یکی از گروه های قوی مهندسی، صنعتی و بازرگانی خارج از کشور، است؛ این گروه سوابق بسیار خوبی از نظر اجرای پروژه ها، تامین تجهیزات و پشتیبانی مهندسی برای بخش های معدنی کشور به همراه دارد و همین موضوع باعث شده است تا وی بتواند مجدداً ارتباط خود را با دانشجویان و شرکت های دانش بنیان برقرار نماید. عزیزاله عصاری درحال حاضر سرگرم کار با دانشجوها و جوانان فعال صنعتی است و از این که حالا وقت کافی برای این ارتباط را دارد، بسیار راضی است. عصاری در دوره های مختلف کاری خود از معدود مدیرانی بشمار می رود که همیشه با اشتیاق پذیرای دانشجوها و شرکت های دانش بنیان و ترویج جوان گرایی در صنعت و مدیریت سازمانها بود.

در همین راستا گفت و گوی ما را در ادامه می خوانید:

*نحوه تعامل شرکت های دانش بنیان با صنعت را چگونه می بینید؟

نکته مهمی که باید ابتدا به آن اشاره کنم این است که حمایت از شرکت های دانش‌بنیان حرکت بسیار خوبی بوده که در کشور ما آغاز شده است اما به علت این که در ابتدای شکل‌گیری این ساختار، حمایت جدی از آن عمدتا از سوی حاکمیت و علی الخصوص معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری بوده، ساختار این شرکت ها کاملاً آکادمیک و دانشگاهی چیده شده و تعامل با صنعت از آغاز شکل گیری این شرکت ها آنچنان که باید، رخ نداده است؛ بنظر من بهتر بود که از ابتدا پیوند رسمی و جدی تری با صنعت برقرار می شد، حتی ما می توانستیم از نهادهای قانونی اقدام کنیم و تشکیل این پیوند را به قانون تبدیل کنیم تا این ارتباط به شکل سیستماتیک تشکیل شود. ما تصور کردیم که اشتیاق دانشجویان، وضعیت کشور و شرایط تحریم ها باعث می شود که این شرکت ها خود به خود جلو بروند، البته اگر با دیده انصاف نگاه کنیم ، دانشجوها و جوانان خلاق و نوآور کم نگذاشتند و با شور و شوق کارشان را شروع کردند اما حلقه مفقوده تکمیل این زنجیره نوآوری، تامین منابع مالی ست که بسیاری از اوقات برای این شرکت ها مشکل ایجاد می کند و باعث توقف آن ها می شود. ما این تعامل را به عهده خود جوانان و دانشجویان و همچنین اراده و سلیقه مدیران صنعت گذاشتیم اما متاسفانه این روند به صورت کامل شکل نگرفت. در برخی شرکت ها مدیران اعتقاد به همکاری داشتند و این اعتقاد باعث شکل‌گیری تعاملی موثر و مولد شد اما در بسیاری جاهای دیگر صنعت به خودش و نیروهای خودش متکی شده است و نیازی به همکاری با شرکت های دانش بنیان در خود احساس نمی کند.

هرچند که بخش تحقیق و توسعه در اکثر شرکت های ما فعال است اما پژوهش وظیفه اصلی دانشگاه است و برای آن وقت کافی دارد، بخش صنعت ما هرچقدر هم تلاش کند نمی تواند به اندازه دانشگاه و شرکت های دانش بنیان برای کارهای پژوهشی و ابداع روش های نوآورانه و فناورانه وقت بگذارد، چرا که بیشتر وقتش را باید صرف اموری کند که بخش تولید نخوابد، بنابراین مدیران ما در سطوح بالا و در بخش تحقیق و توسعه باید عمیقاً به این باور برسند و این فرصت را در اختیار جوانان فعال و خلاق قرار دهند و از پتانسیل ایشان استفاده کنند، نه اینکه تصور کنند همه کارها را خودشان می توانند انجام دهند.

همان طور که به آن اشاره کردم، انتخاب مدیران معتقد نیاز اصلی صنعت ماست؛ ایجاد این ارتباط اثربخش نیازمند یک باور درونی‌ست؛ مدیری که 20-30 سال مشغول سرپا نگه داشتن یک کارخانه و تعمیر و نگه داری از ماشین آلات آن بوده است، از او نمی توان انتظار ایجاد یک تعامل سازنده و پویا را داشت، بلکه این موضوع نیازمند تغییر نگرش است. مدیران صنعت ما باید نسبت به اقتصاد و صنعت تحول‌خواه و کلان‌نگر باشند و تلاش کنند که با درک درست از مفاهیم رقابت پذیری، توسعه و بهره وری در صنعت تحول و نوآوری ایجاد کنند.

در کشور ما متأسفانه انتخاب مدیران اکثر اوقات بر اساس شایسته‌سالاری صورت نمی گیرد، به همین خاطر ما نیازمند قوانین سفت و سخت هستیم تا این ارتباط شکل بگیرد وگرنه با روند فعلی نمی توانیم انتظار یک تحول جدی و نوگرایی را داشته باشیم.

آن چه که از رسانه ها انتظار می رود این است که در راستای فرهنگ سازی این موضوع تلاش کنند، به دنبال این باشند که اعتقاد قلبی در مدیران به وجود بیاید که این ارتباط لازم و ضروری است و صنعت ما در دنیای فعلی بدون آن پیشرفت نخواهد کرد و ما نیازمند این هستیم که برای پیشرفت در تکنولوژی با این شرکت ها و استارت آپ ها ارتباط نزدیک برقرار کنیم و آن ها را در بین خود بپذیریم و جدی شان بگیریم.

عدم وجود این اعتقاد و پذیرش باعث شده شرکت های دانش بنیان به مرور امیدشان را از کسب حمایت صنعت و همچنین منابع مالی مورد نیازشان از دست بدهند و خود با امکانات و منابع محدودشان کار را جلو ببرند و این حرکت به کندی صورت پذیرد.

اگر هدف ما از ایجاد شرکت های دانش بنیان رفع نیاز صنعت بود، از ابتدا باید این ساختار به درستی شکل می گرفت و این الزام برای ارتباط دوسویه ایجاد می شد تا حتی اگر مدیری به اثربخشی آن باور نداشته باشد، به علت وجود قوانین ملزم به ایجاد آن شود.

در حال حاضر ما تعداد زیادی شرکت دانش بنیان داریم که گاهی به موازات هم کار می کنند و کارهای مشترک زیادی دارند، بهتر است که معاونت علمی-فناوری ریاست جمهوری تمهیداتی فراهم کند که این شرکت ها باهم ادغام شوند تا بزرگتر و قوی تر شوند. این اتفاق باعث می شود که ارتباط بین این شرکت ها و صنایع بزرگ بهتر و موثرتر شکل گیرد.

درحال حاضر تقاضا و پتانسیل از سوی دانشگاه و شرکت های دانش بنیان وجود دارد و دانشجویان و موسسان این شرکت ها به دنبال این هستند که مشکلات و موانع صنعت را شناسایی و نیازهای صنعت را رفع کنند.

صنعت ما در حال حاضر منابع مالی زیادی دارد که می تواند با استفاده از آن بر روی طرح های نوآورانه و فناورانه و ارتباط با دانشگاه سرمایه گذاری کند. این سرمایه گذاری در مقابل ثروت عظیمی که این شرکت های بزرگ دارند واقعا ناچیز است. صنعت با این سرمایه گذاری نه تنها چیزی را از دست نمی دهد بلکه بسیاری از نیازهایش هم رفع می شود و باعث افزایش بهره وری و کاهش هزینه ها می شود.

*شما در دوره تصدی مدیریت سرمایه گذاری توسعه معادن و فلزات شرکتی بنام «راشا» را در زیرمجموعه تان شکل دادید تا ارتباط بین هلدینگ و دانشگاهها را سامان بهتری بخشد. شرکت راشا در حال حاضر از نظر شما در چه جایگاهی قرار دارد؟ آیا عملکرد این شرکت همان گونه که انتظار داشتید پیش رفت؟

من معتقدم ساختار شرکت راشا به خوبی چیده شده است. این شرکت پتانسیل این را دارد که بتواند ارتباط موثری بین صنعت و شرکت های دانش بنیان ایجاد کند. زمانی که من در شرکت توسعه معادن و فلزات بودم حدود دو سال برای شکل گیری این ساختار تلاش کردیم. با همفکری و همراهی مدیران راشا و سایر شرکتهای مجموعه راهکارها و برنامه هایی را در نظر داشتیم که نقش این شرکت را در ارتباط صنعت و دانشگاه پویاتر و موثرتر کنیم. من امیدوارم که این باور درونی در سهام‌داران عمده شرکت راشا وجود داشته باشد و به دنبال تقویت آن باشند، در غیر این صورت این شرکت هم به مرور زمان به حاشیه رانده می شود و نمی تواند به رسالت اصلی‌اش عمل کند.

*در حال حاضر دانشجوها از چه راه هایی با شما ارتباط برقرار می کنند؟

برخی از آن ها به صورت فردی و بعضی دیگر به همراه شرکتشان و یا از طریق دانشگاه به ما مراجعه می کنند. در حال حاضر ما روی تعدادی پروژه مشغول به کار هستیم که در آینده نزدیک روند پیشرفت آن ها را به شما اطلاع خواهم داد. ارتباط با جوانان خلاق و نوآور علاقه قلبی من بوده و همواره در تلاش هستم که در این راستا قدم موثری در صنعت بردارم.


اخبار مرتبط
نورد گرم 2 مبارکه
گالری ویدئو
شرکت صبافولاد
شرکت گل گهر
شرکت آهن و فولاد گل گهر
MME/PERED

پایگاه اطلاع رسانی معدن نیوز